تبليغاتX
اراجیف نامه - ... بشین سر جات عزیزم ...
مي خواهـــــم شــعـر بريزم . . .

... صدای زنگ ساعت شماته دار و پریدن از این کابوس تمام آرزویم شده ... چه کابوس طولانی و لاینقطعی شده این زندگی ... عادت به کاش گفتن ... آرزو کردن ... حسرت خوردن ... ای ... گاه گداری هم شادی ... اما هرچه هست خسته کننده تر از آن است که یک عمر به انتظار نتیجه اش بنشینیم و چون نتیجه ای دشت نمی کنیم کل ماوقع را ماورائی جلوه دهیم و منتظر ادامه ای در عدم باشیم و مرتب پاسخ سئوال منطقی « خب که چی ؟؟؟» را با جواب های مزخرف و گول زنک « بهشت » یا « جهنم » و امثالهم دهیم ...

جرات کیمیایی است دست نیافتنی و جالب تر از آن اینکه این جرات تقبیح شده تا ترس از انتحار ،خود ارزشی نمود کند و الا ... ولی من می گویم : جرات می خواهد تمام کردن زندگی و واقعا کار منطقی ای است ... درست مثل زمانی که فیلم مزخرفی در حال نمایش است و تو از خارج شدن از سالن هراسناکی ... به دو علت ... اول آنکه وجه ابتیاع بلیت ضایع نگردد و دوم آنکه دل بسته به امیدی احمقانه می شوی که شاید بهتر شود ... فقط شاید ... اما آیا تا به حال شده است ؟ ... بدی را دیده ای که بهتر شود ؟؟ ... جهان یک قانون کلی دارد که به جانم حک شده است : « همیشه زنده می میرد » ... « همیشه قایق خنده به گل اشک می نشیند » ... « همیشه سقوط حادث می گردد » ... « جاذبه بیشتر از آن است که صعودی اتفاق افتد !!! » ... حتی اگر بپری و اوج بگیری باز هم با همان دو پایی که پریده ای به زمین خواهی رسید ... و فشاری به زانوانت خاطر نشان می کند که آهای موجود خاکی « بتمرگ » ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 3:33  توسط میعاد  |