یکی قطره ز چشم کس نمی ریزد ... کسی محزون نمی آید ... ز من یادی به خاطرها نمی ماند ...
همه رفتند و من ماندم
من آن روحم که سرگردان ... در این دنیا به جا ماندم
من آن روحم که حیرانم ... اسیر دیدن یارم
ولی یاری نمی آید ... کسی من را نمی داند
... من آن تنهای تنهایم ...